تبليغاتX
اندیشه نگار
جنگ بین قدرت و تشویق شدن ذهنم رو اشغال کرده. فرض کردم که یکی از اینها میوه ست و یکی دیگه خیار،اما کدوم؟
---
بوق حواسم رو از لاک پشتهای ساحل بر میگردونه به پاهام،و از پاهام به زیر پاهام. حرکت شروع شده،یه تور تفریحی، رفع خستگی. حدس می زنم اگه صدای خنده ها رو وقت خواب میشنیدم،رویام از سگای شرزه و گربه های فش فش کن پر می شد.
تعریف می کنه که خیلی وقته از کشتی پیاده نشده. از کسایی می گه که اونقدر روی این کشتی موندن که فراموش کردن خشکی هم وجود داره،از کسایی که روی عرشه این کشتی،خندان و نوشان مردن. ناخدا رو یادآوری می کنه که روی صندلی چرخ دار زنگ زدش گه گاه گشتی روی عرشه بالایی می زنه و تا مدتها غیب میشه.از زنها میگه و حسادت، از مردها و حماقت، از آدمها و عادت.
موهاشو ورز می ده، میگه : "مرد...حتی یادشون رفته روی این سیاره یه خشکی بوگندوی دیگه هم هست."
پک میزنه و چونه.برای رفع کسالت ماجرای تور اولم رو تعریف می کنم.از فرط تکرار نیازی نبود برای انتخاب واژه ها ذهنم رو مشغول کنم. قبلا" غصب شده بود: "من تنها دستگیره ای کنار رودم،نه عصا و نه چوب و نه دیوار و نه پرستار".
---
"انتخابت رو خیلی وقته انجام دادی، اینجایی که بفهمی چرا این انتخاب رو انجام دادی پسر."
سهمی. سهمی. سهمی.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 0:0  توسط وحید بهزادان  | 

 
Counters
Counters Hit Counters
Free Web Counters Web Page Counter