"هر آنچه مرا از پای نیندازد، قوی ترم می کند." و در نهایت قدرت مرا از پای خواهد انداخت.
---
"دلم تنگ میشه"،کارت هویت نوستالژیک های آتشین. دلم برای محیطم و فرهنگم و خاطرات در دسترسم تنگ میشه، خیلی زیاد. دلم برای کلاسای خسته کننده و زنگای تفریح کسل کننده و تاکسیای ۵ نفره خطی و خیابونای کثیف تهران و نگاهای گشت پلیس تنگ میشه. دلم برای ترکیب مانتوهای تنگ و روسریهای کوتاه و کیفای قرمز و کفشای پاشنه بلند مشکی و سرمه ای تنگ میشه.دلم برای بی نظمی منظم جامعم تنگ میشه. دلم برای حس کردن امنیت خونه...هوم، جای بحث داره.
---
خدا رو رومانتیک دوست دارم. شوخی نمیکنم...به خود ارضاییت فکر کن.واو...دلم برای خودارضایی خیلی تنگ شده.
---
تعداد همجنس بازای اطرافم روز به روز بیشتر میشه. دلم برای محیط گی پرور مدرسم تنگ میشه.
---
دلم برای راحتی اتاقم، باشگاه نجوم، مدرسه، غر زدنای علی، بی هدفیای رضا، پدرم و مادرم تنگ میشه...نه، به تکینگی میرسه.
---
در مورد دوستهام همیشه خوش شانس بودم.
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 3:4  توسط وحید بهزادان
|