تبليغاتX
اندیشه نگار
لیست "دوستان"م توی یاهو مسنجر رو بازبینی کردم. خاطرات قدیمی، خاطرات لذت بخش، گرمای اونها که سرمای این روزها رو رنج آور تر میکنه، همه مثل آوار ریختن روی سرم.
هر دو تا گیتارم یه سیم کم دارن، و به شدت احتیاج دارم با یکی از اونها خودم رو آرومتر کنم.
--
نه نه...اشتباه نکن. دپرس نیستم، ناراحتی جدیدی ندارم، خستم، ملولم. احتیاج به هیجان مثبت دارم، احتیاج به زمان برای ریلکس کردن خودم دارم.
--
گفتم زمان، یادم افتاد این چند وقته واقعا به وقت اضافه احتیاج دارم. فعلا با نجوم وقتم پره. بعد از مدتها دلم آرامش میخواد.
--
نه، تعهد من فرق میکنه. دوست داشتن من محدود نیست، اما فقط یه نفر اجازه داره دوستم داشته باشه. خیال اون یه نفر راحت باشه، احساس یکتایی رو توش حفظ میکنم.
--
به کسی نیاز دارم که از عمق وجودش ازم متنفر باشه، منطقا" باید زیاد باشن...فقط یکی رو بهم معرفی کنین.
--
چند روزی تنهام، به خواست خودم. بهش میگم پریود تنهایی. هر چند وقت یه بار میاد سروقتم. امیدوارم این چند روز طولانی نباشه.
--
نزدیکترینم بمون رفیق. آره با خود خودتم.

پي نوشت: نه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 22:41  توسط وحید بهزادان  | 

 
Counters
Counters Hit Counters
Free Web Counters Web Page Counter