تبليغاتX
اندیشه نگار
قطار همیشه به جلو حرکت میکنه، از کنار رودخونه ها و جاده ها و قطارهای دیگه میگذره. میره داخل تونل، میاد بیرون. از روی دره های عمیق میگذره و بالا میره.بارون روی شیشه های قطار رد مورب خودشو میذاره. بالاتر میره، رد بارون کم کم عمودی میشه. سرعت دوباره زیاد میشه، رد بارون مایل میشه،قطار دوباره از روی دره میگذره، از توی تونل رد میشه، از کنار جاده میگذره، از کنار رودخونه ها عبور میکنه، اما این بار داره پایین میاد.ریل و رودخونه با هم موازین.قطار جلو میره و رودخونه جلو میره، رودخونه جلو میره و قطار جلو میره. قطار جلو میره، اما رود خونه میپیچه.قطار از کنار دریا میگذره.
من همه اینا رو از یکی از کوپه های وسطی واگن اول میدیدم.
ای کاش ریزعلی فداکار پیداش نمیشد...ای کاش ریز علی آتیش روشن نمیکرد.
---

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1384ساعت 23:40  توسط وحید بهزادان  | 

 
Counters
Counters Hit Counters
Free Web Counters Web Page Counter