تبليغاتX
اندیشه نگار
استاد روش رو به سمت پنجره بر میگردونه. اونور پنجره دشت بزرگیه که تا چند کیلومتریش هیچ چیزی به جز چند ساختمون کوچیک وجود نداره.
-"پروفسور...تا چند لحظه دیگه آزمایشمون شروع میشه، میخواین بیاین اتاق فرمان؟"
-"نه... ممنون. میخوام چند دیقه تنها باشم."
در بسته میشه.
استاد هنوز به منظره بیرون پنجره نگاه میکنه. چهرش مضطرب به نظر میرسه. خستگی از سر و روش میباره، اما کاملا" هشیار به نظر میرسه. ناگهان فریاد میزنه: "اما اگه یکی از پوزیترون ها در بره چی میشه؟"
قیافش بیشتر از قبل در هم میره. "بله احتمالش هست...اما دیگه الان دیر شده"
با حالت عصبی میخنده و شروع میکنه به قدم زدن. "خب حالا این اتفاق فقط تا یه ناحیه خاصی رو میتونه تجزیه کنه، خطر خیلی بزرگ نیست." که یهو سر جاش می ایسته."نه... اگه این اتفاق بیفته پروتن آزاد میشه... بعد نوترینو الکترون تو محیط شتاب دهنده با پوزیترون و پاد نوترینو واکنش میدن... نه، اینجوری همه دنیا تجزیه میشه... من چطوری این به ذهنم نرسیده بود؟"
اول به ساعت نگاه میکنه و با نگاهی که سرشار از احساس ترس بود به دشت بزرگ نگاه میکنه. موشک بیرون اومده. حتی از دور هم میشد چیزی رو که روی اون بنای عظیم نوشته بودن خوند:اپنهایمر. این ایده استاد بود که اسم این بمب رو به یاد دانشمند مشهور بذارن اپنهایمر. خب، الان دیگه فقط به شناس میشه تکیه داشت.


+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 20:55  توسط وحید بهزادان  | 

اين چند روزه چون وقت آزاد بيشتري نسبت به هفته هاي قبل داشتم تصميم گرفتم يه سري هم به دنياي سينما بزنم. يکي از برادرام خوره فيلمه. حاضرم شرط ببندم همه فيلمهاي بدرد بخور سينماي آمريکا (و بعضا" فرانسه و انگلیس) ک از سال ۱۹۹۶ اکران شدن توی آرشیو سرگیجه آورش پیدا میشه. ناگفته نماند که ایشون لقب خرخوان رو به خودشون اختصاص دادن و در کمال پررویی دو رشته رو با هم میخونن و معدل های خیلی خوبی دارن. اما ا ین به ما چه؟
خب، همونطور که میگفتم تصمیم گرفتم با دنیای سینما بیشتر آشنا بشم. پس نزدیکترین راه برای من مراجعه به برادرم بود. موضوع فیلمی که من میخواستم بدونم هم چندان غیر قابل پیش بینی نیست: موزیک متال و راک.
توی پست قبلی نوشتم که فیلم Almost Famous رو ديدم و امروز هم فيلم The school of Rock رو ديدم. فيلمهايي که از نظر من براي معرفي دنياي راک استار ها واقعا" مناسب بودن. اما مساله اصلي اين فيلمها همينه: براي معرفي دنياي راک استار ها بودن.
بعد از تاملي بسي ژرف به اين نتيجه رسيدم که موزيک راک اند رول موزيک انعطاف پذيرتر و حرفه اي تريه نسبت به موزيک متال... اما من بند نافم با متال بريده شده. نميدونم چه کنم.
نظر شما چيه؟
-------------
persiangig بعد از يه هفته سر کار گذاشتن برگشته، يه سري به اينجا بزنين لطفا": http://vbehzadan.persiangig.com/audio
.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 0:17  توسط وحید بهزادان  | 

هنوز داره منو نگاه میکنه. تا حالا هیچکس اینجوری به من نگاه نکرده ... یه یزی توی اون چشماس که اعصابم رو به هم میریزه. اه بازم فرت رو اشتباه گرفتم.
صورتش من رو یاد عروسک باربی هم مهد کودکیم میندازه که سرشو کندم و انداختمش تو چاه توالت. برای خودش یکمی ویسکی میریزه ... حتی موقع ویسکی ریختن هم نگاهش به من بود. خدای من... این موجود چرا اینجوریه؟
-"من میرم یخ بیارم" و بعد نگاه معنی داری به من میکنه. منم پا میشم دنباش میرم. میره تو یکی از اتاقا، توی فریم در منتظر منه... قدمام رو سریعتر میکنم. با هم میریم تو اتاق.
-"بالاخره تونستم تنها پیدات کنم... میدونستی خیلی دوست دارم؟" احساس نفرت تمام وجودم رو گرفت، همون احساسی که موقع دیدن فیلمای رومنس به من دست میده.
میره روی تخت... دراز میکشه. نه...خدایا اون موقع که من احتیاج به چنین چیزی داشتم اون بلا رو یر من آوردی...
میرم نزدیک تخت. میشینم روی زمین... سرشو میاره جلو که منو ببوسه. دستم رفت جلو، شتابش زیاد بود... دهن دختر خونیه.
-"خب پس از سادیسم بازی خوشت میاد؟ من مال تو ام" این دیگه چه جور جونوریه؟ من ۳ تا از دندوناشو خورد کرده بودم، اما هنوز از دست من ناراحت نبود. احساسی که توی صداش بود مو رو به تنم سیخ کرد. چاقو رو در آوردم... چشماش خیلی اذیتم میکردن.
-"آخ... نمیتونستی آروم تر درشون بیاری؟ بیخیال، مهم نیست، حالت خوبه عزیزم؟" نه................................... الان دیگه نمیتونستم تشخیص بدم که اول خون بوده توش بدن اومده یا اول بدن بوده بعد روش ۴-۵ لیتر خون رختن. اینجوری خیلی جذابتر شده بود، من این رنگ قرمز مات رو خیلی دوست دارم.
-"پس منو کشتی؟ مهم نیست چون من هنوز عاشقتم" . این هیولا از کجا اومده؟ چاقو رو با تمام قدرت فرو کردم تو دهنش. دیگه حرف نزد. یادم باشه از این به بعد همون اول سر کار رو تموم کنم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 22:38  توسط وحید بهزادان  | 

۱.الان برای n امين بار فيلم بسيار زيبا و پر مفهوم Almost Famous رو ديدم... اگه قرار باشه با يه کلمه توصيفش کنم اون کلمه اينه: WoW
2.عده خفني از خواننده هاي اين وبلاگ به مطلب قبلي من به شدت اعتراض کردن و گفتن خشونت به کلاس تو نميخوره. در جواب به اين دوستان علاوه بر استفاده از عبارت محترمانه به تخ{...} بايد بهشون تبريک بگم که بعد از n ماه منو نشناختن... ياد شب نوشت بخير.
3.در جواب به عده اي از دوستان که به سبک موزيک من اعتراض کردن و اون رو به عنوان تهديدي براي اسپيکرها و سلامت روانيشان شناسايي کردن بايد بگم که هيچ اجباري ندارن که به آهنگاي من گوش بدن. اينا در واقع براي ارضاي خودم ساخته شدن.
به دوستي ميگفت Fusion Metal ديگه اند متاله، نيم ساعت بشنوي بعدش بايد بري تيمارستان. اما من يه چيزي بالاتر از نسخره بازيهاي سيستم ميخوام. Fusion/thrash/Death/satan metal . اين سبکيه که من روش کار ميکنم.
4.مسعود حسيني سيانکي (معروف به CC) از هم بندي(Band-Mate) هاي من گفته اگه بخوام شيطون پرست بازي و مسخره بازي هاي مرلين رو در بيارم توي گروه نيست... اما نصف سبک من مربوط ميشه به همين چيزا. به نظرتون کدوم يکي مهمتره؟CC يا سبک؟
4.1: -"بابا تو چرا خودتو اينقدر تحويل ميگيري؟ تو اصلا" ميدوني سبک کيه که ميگي يه سبک جديد ايجاد کردي؟"
----
توجه: به گيرنده دشت نزينين: به شدت تحت تاثير موزيک متال ام... اونقدر Head رفتم به قول يکي از دوستان مغزم تيليت شده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 1:4  توسط وحید بهزادان  | 

یادش بخیر موقعی که بچه بودم یه جوجه برام خریده بودن اندازه یه خروس، فکر کنم ۵ سالم بود اون موقع. برادرم برای تمرین درس حرفه و فن یه تخته رو برداشته بود و روش میخ کوبیده بود، جوری که میخا از اون طرف تخته در اومده بودن. خب، من گفتم با این دو تا جسم قابل دسترس چه کاری میشه کرد؟
ایده های من توی این موارد خیلی جذابن، تحته رو گذاشتم رو جوجه و خودم روو تخته وایسادم... چقدر صحنش قشنگ بود.
۹ سالم بود که یه مگس رو توی مایکرو ویو زندانی کردم و پختمش.
روز تولد ۱۱ سالگیم به سگم یه کپسولی هدیه دادم، خدا رحمتش کنه... چقدر خون بالا آورد.
امروز هم یه جوجه رو انداختم تو پنکه... چقدر آهنگای مریلین منسن قشنگن... اما هیچی آهنگای من نمیشن... اونقدر از آخریه که امروز ساختم خوشم میاد که حد نداره.

حالا چارلز منسن شبیه من بوده یا من شبیه چارلز منسنم؟
هیچکدوم، من خودمم... شبیه هیچکس نیستم.

----
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 23:8  توسط وحید بهزادان  | 

شما به بد شانسي اعتقاد دارين؟ خب، فعلا" براي من اين اصلا" مهم نيست... مهم اينه که من اعتقاد دارم... اما يه جور ديگه:قوانين طبيعت جوري ست شدن که براي نقض نشدنشون يه سري بلا بايد سر يکي بيارن. خب اينطور که پيداس اين چند وقته قوانين مورد نظر به دليل عللقه بسيارشون به من، من رو براي حل مسالشون اتخاب کردن. خب، به تخ{...}.
ميگم... نکنه اين قوانين علاقشون به من اونقدر شديد بشه که چهار شنبه اين هفته سر اجرا خراب کنم؟ اما حالا خرابم بکنم، بازم به تخ{...}.
کسی میدونه چرا من اینقدر بی تفاوت شدم؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 21:58  توسط وحید بهزادان  | 

به قول گاوه: -"نونت نبود، آبت نبود، آهنگ ساختنت چی بود؟" خب منم برای اینکه به حرف ایشون احترام بذارم تصمیم گرفتم فعلا" آهنگ نسازم و از آهنگای دیگران استفاده کنم، اما کاوه نگفته بود که نخونم یا لیریک نگم، خب منم از این نقطه ضعف استفاده کردم و با استفاده از قسمتی از آهنگ Creeping Death متاليکا و يکي از ليريکهاي خودم آهنگي نسبتا" زيبا و بي نمونه ساختم که به شدت باهاش حال ميکنم. ميتونين اون رو با همون روش قبلي و يا از اینجا بگيرين. چون ميدونم نميتونين چيزي از خوندن من بفهمين ليريک رو همين جا ميذارم:
بمير
در دستانم بمير
در اين مرداب بمير
قبرستان را ببين
قبر خود را ببين
فرشته مرگ، در انتظار است
{تکرار}

در ضمن يه سري بعد از شنيدن آهنگ پريروزي من به اين فکر فرو رفتن که چرا من اينطوري ميخونم، چرا مثل آدم نميخونم؟ خب منم براي اينکه جوابي محکم و دندان شکن به اونا بدم يکي از آهنگام رو که با صداي آدم وار قبلا" تو مدرسه ريکورد کرده بودم آپلود کردم. اسمش "گفتم غم تو دارم" ه و شعرش مال مرحوم حافظه. ميتونين از همون روش قبلي و يا از اینجا بگيرينش و بشنوينش و از زندگي سير بشين.

عجب، قبلنا به ازاي هر 1 ساعت system of a down گوش دادن براي استراحت مغز 10 دقيقه هيلاري داف گوش ميدادم، الان بعد از شنيدن 5 دقيقه از آهنگاي خودم بايد 1 ساعت سيستم گوش بدم تا مغزم آروم بشه. به اين ميگن سبک درست و حسابي:p
خوش باشين و سلامت و موفق
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 14:3  توسط وحید بهزادان  | 

 
Counters
Counters Hit Counters
Free Web Counters Web Page Counter