تبليغاتX
اندیشه نگار
انسان اولیه با پدیده های بسیاری مواجه شد که دلیل آنها را نمیدانست. او مانند حیوانات دیگر فقط از غریزه اش بهره می جست، اما امکانات فیزیکی برتر او نسبت به دیگر گونه ها باعث پیشرفت غریزه شدند و حس کنجکاوی را که یکی از ارکان غریزه است تقویت شدند. این حس آغاز چیزی است که ما امروزه گوهر انسانیت میخوانیمش: اندیشه.
انسان مشاهده میکرد، و به خاطر میسپرد. این دو عامل باعث ایجاد تجربه در انسان شدند. انسان با استفاده از تجربه به اصل علیت پی برد، اصلی که جرقه مورد نیاز توسعه کنجکاوی را تولید کرد.
ذهن انسان در این زمان با پرسشهای بسیاری بمباران میشد که حس کنجکاوی برایش بوجود می آوردند. عده ای از این پرسشها امروزه با این واژه ها  آغاز میشوند: چرا؟/ چگونه؟ و انسان هم بر اساس تجربه فهمید که میتواند به این پرسشها بر اساس علیت پاسخ دهد. اما او در مواردی که به دلیل کمبود علم و تکنولوژی نمیتوانست پاسخ پرسشهای خود را بیابد به خرافات روی میاورد. و اینگونه بود که خدایان بوجود آمدند.
خدایان باستانی، در واقع انسانهای ایده آلی بودند که میتوانستند تنها با اراده خویش عمل مورد پرسش را انجام دهند. منتها این خدایان تنها دلیلی برای اعمال به حساب نمی آمدند، بلکه هدفی هم برای زندگی بودند.
اما در حدود ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بود که ضربات سهمگینی به پیکره این خدایان بوجود آمد. زیرا در این زمان کم کم فیلسوفان طبیعی بوجود می آمدند که هدف آنها کشف دلایل طبیعی برای پدیده ها بود. آنان علل پدیده هایی را یافتند که قبلها به خدایان نسبت داده میشدند و به اینگونه نیاز به وجود خدایان را رد کردند. اما هنوز هم به دلیل نا معلومی نیاز شدیدی به خدای عاقلی احساس میکردند که آفریننده جهان باشد و به همین دلیل نتوانستند به هدف نهایی خود برسند.
هزاران سال گذشت. در سال ۱۹۰۵ یک کارمند ساده اداره ثبت اختراعات به نام آلبرت آینشتاین با انتشار ۵ مقاله تاریخی آغازگر ضربات مهلک دیگری به باور به وجود خداوند شد. مقاله های او انقلاب های فکری بزرگی را بوجود آوردند. و با ایجاد نظریه کوانتمی و همینطور مشاهدات ادوین هابل و تلفیق آنها فرضیه انفجار بزرگ یا مهبانگ تبدیل به نظریه شد، و دلیل ایجاد مهبانگ هم نابرابری های کوانتمی و برقراری اصل عدم قطعیت توجیه کردند.
در این زمان بود که دیگر نیازی به فرضیه خداوند نبود، زیرا نظریه بهتری جای آن را گرفته بود و هدف فلسفه هم برآورده شد.
اما چرا هنوز باور به خداوند وجود دارد؟
دلایل آن به نظر من ۲ چیز میباشند:۱.کمبود علم،۲.نیاز عاطفی به نوعی پناهگاه

امیدوارم که این مقاله کوتاه به درد شما خورده باشد، خوشحال میشوم که نظر شما را در موردش بدانم و همچنین آمادگی بحث و دفاع از متن خود را نیز دارم.
وحید بهزادان
تیرماه ۱۳۸۴

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1384ساعت 23:24  توسط وحید بهزادان  | 

 
Counters
Counters Hit Counters
Free Web Counters Web Page Counter