تبليغاتX
اندیشه نگار
تابستان هم شروع شد، به همه خوبی ها و بدیهایش.
مدتها بود که این ورا نیومده بودم، با اینکه میخواستم بیام نیومدم... هر دفعه به یه دلیل.
الان حدود ۳ هفته میشه که مت کاملا" تعطیلم، چه مدرسه ای چه مغزی. امروز فهمیدم که چه ظلمی به خودم کردم، از این فرصت چه استفاده ها که نمیشه (ببخشید، نمیشد) کرد. من مغزم احتیاج به فعالیت مدام داره، مغز من اگه تعطیل بشه همه وجود من رفته.
حالا تو همین چند ساعتی که متوجه شدم دارم از دست میرم شروع کردم به باز سازی:

میدونین مشکل اصلی هنجار چیه؟ وجود آدمهایی مثل من که همیشه میخوان برتر باشن، اونم در همه چیز. البته هنجارهای فعلی هم بر اساس خواست همین آدمهای برتریخواه ایجاد شدن.
من آدمها رو از نظر شیوه انتخاب روش زندگی به دو دسته تقسیم می کنم:
دسته اول آدمهایی هستن که یاد میگیرند که اگر مثل بقیه رفتار کنند میتوانند زندگی کم دردسر تری داشته باشند و به بخشی از چیزهایی که میخوان برسن. برای این آدمها همیشه عده ای الگو وجود داره.
دسته دوم آدمهایی هستن که با اینکه گزاره بالا رو یاد میگیرن، ولی به دلیل هوش بیشتر، عقده بیشتر با در بدترین حالت (از نظر من) وجود اطرافیانی که این دو خصوصیت رو دارن رو به نافرمانی از هنجار میارن. همین دسته دوم هم به دو زیر دسته تقسیم میشن: کسانی که حذف میشن و کسانی که الگو میشن.
پس به طور کلی توی جامعه انسانهای من همه چیز برای ترویج ایدهءالیسم آمادس، چیزی که نیچه و خیلی های دیگه به دنبال حذف اون بودن.

حالا اشکال ایدهءالیسم چیه که اینقدر من ازش بد میگم؟
ایدهءالیسم تفکر فراتر از امور غریزی رو از بین میبره، یعنی از انسان نوعی حیوان میسازه. همین عامل هم باعث میشه که انسان جزء رو به کل ترجیح بده.
من تا وقتی منم که فکرم زنده باشه و از همه مهمتر برای خودم باشه. این دنیای به این بزرگی رو میتونم با فکرم از بین ببرم، پس چه قدرتی قوی تر از فکر وجود داره؟ 
اما من مخالفتی با خواب بودن دیگران ندارم... خواب باشید دوستان، به دنبال عدالتی باشید که هیچ کس در هیچ جای جهان آن را نخواهد دید. به امید جامعه کمونیستی واقعی باشید یا شانس و مطمءن باشید که موفق میشین.
اینجوری من(م) موفقم


 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 23:49  توسط وحید بهزادان  | 

 
Counters
Counters Hit Counters
Free Web Counters Web Page Counter